ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

849

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

وليعهد والاست ، در قلعهء باغ‌نظر ارك كرمان بود و على نقى خان قراگوزلو سرهنگ فوج همدانى برحسب حكم وليعهد جلادت‌مبانى با دستهء ابواب جمعى به محافظت آن قلعه قيام مىنمود . كرمانيان در حضرت فرمانفرما استدعا كردند كه بايد به‌هيچ‌وجه نشانه [ اى ] از نوّاب سيف الملوك ميرزا در كرمان باقى نماند و پس از اين نامى از كرمان بر زبان نراند . منظورشان اين بود كه حضرت فرمانفرما ، متعلّقات آن اميرزاده را از قلعهء باغ نظر بيرون نمايد و احدى را از جانب خود در كرمان گذاشته ، مراتب را به امينان دولت قاهره عريضه‌نگار آيد تا حاكمى ديگر بر ايشان گمارند و ايشان را از تعدّيات اميرزاده فارغ‌بال آورند « 1 » . نوّاب فرمانفرما به كرّات آدم‌هاى معتبر به قلعهء باغ‌نظر مىفرستاد و در باب حركت ايشان پيغامات محبّت‌آميز مىداد . على نقى خان قراگوزلو ، هم به ملاحظهء قانون نظام ، هم به سبب تهوّر و بىباكى تمام كه داشت [ 471 ] پيغامات آن حضرت را وقعى نمىگذاشت . بالاخره باب قلعه را بر روى عابرين اردوى و الا بستند و در پشت ديوار نافرمانى نشستند . روزى اهالى كرمان بدون اطلاع و الا جمعيّت كرده به قلعهء باغ نظر يورش بردند و حضرت فرمانفرما ، نوّاب ارغون ميرزا خلف سركار حسن على ميرزا را با مصطفى قلى خان قشقائى برادر ايلخانى ، در ظاهر به ممانعت كرمانيان و در باطن به مداخلت در آن قلعهء رفيع الشأن فرستاده ، مستحفظين قلعه كه فوج همدانى بودند ، آن دو جوان ناكام را هدف مهرهء آتشين تفنگ نمودند . بعد از وقوع اين قضيّهء جانكاه ، آتش غضب و غيرت نوّاب و الا زبانه كشيد و اين دفعه به آيينى كامل و عزمى شامل ، تسخير آن قلعه را عامل گرديد . مدّت پنجاه روز در شهر كرمان توقف نمود تا به علت قلّت آذوقهء قلعه‌گيان ، قلعهء باغ‌نظر را مفتوح فرمود . بعد از افتتاح قلعه ، مطلقا نامى از جسارت على نقى خان قراگوزلو و فوج همدانى و قتل ارغون ميرزا به ميان نياورد و صبيّهء محترمهء نوّاب وليعهد دوران را با همراهان ، مورد محبّت و التفاتى كامل داشته ، بدون تعرّض به مال و حال ايشان با تداركى شايان روانهء دار العبادهء يزد كرد . اهالى دار العباده نيز بعد از فتح قلعهء باغ‌نظر عرايض بىمنتها به دعوت

--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « آمدند »